در ایام شهادت مظلومانه بیبی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س) قرار داریم و به همین بهانه گفتگویی انجام دادهایم با خانم دکتر معصومه نصیری، مدرس و پژوهشگر سواد رسانه که مشروح آن را در ادامه می خوانید:
در عصر رواج فرهنگ مصرفگرایی و نمایشگری رسانهای، چگونه میتوان سیره حضرت فاطمه زهرا (س) را به عنوان یک الگوی هویتبخش برای دختران و زنان امروزی در مسیر سعادتمندی دنیا و آخرت آنها بازتعریف کرد؟
به نکته مهمی در قالب طرح این پرسش اشاره کردید. واقعیت آن است که ما در عصری بسر می بریم که متأسفانه شاهد نگاه شیءانگارانه به زن هستیم و این بحث در زمانهی ترویج فرهنگ مصرفگرایی، معنا و کارکرد خاص خود را پیدا کرده است.
البته این را عرض کنم که بنده خیلی موافق طرح این موضوع نیستم که ما تنها به سیره زندگی ساده حضرت زهرا (س) بپردازیم بلکه ما باید سیرهی این بانوی بزرگوار به عنوان "سیده نساءالعالمین"را به عنوان نرمافزار و ستون فقرات تفکری مکتب شیعه مورد توجه قرار داده و مؤلفههای آن را بهدرستی برای جامعه بشریت و نه صرفاً جامعه خودمان تبیین و تشریح نماییم.
طبعاً وقتی که از این منظر نگاه بکنیم به این شخصیت والای تاریخی، مذهبی و انسانی در وهله بعدی با هدف طرح الگوهای هویتبخش راه بهتر و دقیقتری را در پیش داریم که ما را به هدف نائل میکند.
آنچه مسلم است این که حضرت زهرا(س)، ابعاد مختلف زیستیِ موفقیتآمیز اجتماعی، فرهنگی و تربیتی داشتند و آن عنصری که به نظر میرسد که میشود به عنوان یک الگوی هویتبخش روی آن تمرکز کرد و نسبت به الگوسازی آن اقدام نمود، بحث موقعیتشناسی، زمانشناسی، تعریف نقش اجتماعی متفاوت از باورهای رایج اجتماعی است که حضرت صدیقه کبری(س) در دوره خودشان به هر حال بدان توجه داشتند و این نقش مهم و الگوبخش را ایفا کردند.
این که زنان و دختران ما متوجه باشند نسبت به آنچه که غلبه رسانهای و تکثر زیستی پیدا میکند که حالا ما اسمش را گذاشتهایم مصرفگرایی و نمایشگری و به نظر میرسد که اگر ما نگاهی دقیق و عمیق به زندگانی حضرت داشته باشیم، میبینیم که مقابل آنچه که غلبه اجتماعی منفی داشته ایشان میایستادند و سعی میکردند که مدل زیستی و شیوه رفتاری خودشان را در مسیر بندگی خدا و اقامه حق و دفاع از ولایت داشته باشند.
همین که ما بخواهیم شجاعت و جسارت این را در دخترانمان ایجاد بکنیم که لزوماً آنچه که دیکته میشود به معنای دقیق و درست بودنش نیست و این که چگونه میشود زیست بهتری را اتخاذ کرد و تحت تأثیر انگارههای جمعی زمانه خودمان قرار نگیریم، این بحث میتواند یکی از آن فرآیندها باشد.
بنابراین بحث تنها از سادهزیستی حضرت فاطمه(س) به نظر بنده، تقلیل دادن ظرفیت و ظرف وجودی ایشان است به جهت اینکه ابعاد مختلف وجودی، شخصیتی و روحی و همین طور معنایی را در ذهنشان داشتند و این نکات باید به درستی و با زبان روز برای مخاطب عام به ویژه زنان و دختران جوان تبیین شود.
به نظر میرسد که مفهوم «حیا» در سیره حضرت زهرا(س)، فراتر از بحث از نوع پوشش، یک «ساختار درونی» است. از نظر شما، این مفهوم چگونه میتواند به عنوان یک سپر دفاعی در برابر بحرانهای هویتزدایی و فروپاشی ارزشها در فضای مجازی عمل کند؟
ببینید بحث حیا یا بحث عفیف بودن در کنار پوشش معنا پیدا میکند، اما باید دانست که لزوماً پوشیده بودن به معنای با حیا بودن و عفیف بودن نیست و در اینجا این سوال مطرح میشود که پیوند این دو موضوع با همدیگر چگونه برقرار میشود که در پاسخ باید گفت که از یک ساختار تربیتی و یک ساختار درونی که منبعث از همان آموزشهای تربیتی هست شکل میگیرد؛ یعنی شما پوشیده هستی، در عین حال عفیف هستی و با حیا هستی. خب، این یک نکته بسیار مهم است که ما حداقل باید به آن توجه داشته باشیم.
بحث عفیف بودن یا با حیا بودن و در کنار آن بحث پوشش برمیگردد به موضوع قوام یافتگی عزت نفس در درون افراد یک جامعه که اینجا بحث زنان را ما در نظر میگیریم. این که ما چگونه عزت نفس قوام یافتهای داریم و این عزت نفس است که در کنار مؤلفه حیا، عفت و پوشش میآید و میتواند به عنوان یک سپر دفاعی و در واقع یک فاکتور جدی برای مباحثی که هویتزاییهای جدید مطرح شود که البته بنده در اینجا از بحث هویتزدایی عبور میکنم.
خب، به هر حال فضای مجازی امروزه به محل و یا نماد تبلور رفتارهای غیرعفیفانه یا حیازداییهایی تبدیل شده که در این بستر صورت میگیرد. اینجا به نظرم میآید که ما اگر بتوانیم روی فاکتور مفهومی روانشناختی مثل عزتنفس در کنار مفاهیمی همچون عفت و پوشش و حیا ایستادگی بکنیم، آنوقت هویتهای جدیدی که ساخته و برساخته رسانه هستند و در واقع آنچه که مقابل نظام ارزشی میایستد را میتوانیم به راحتی کنترل کنیم.
به نظر شما، چگونه میتوان از الگوی رفتاری حضرت فاطمه(س) در مواجهه با ناملایمات زندگی، برای تقویت «تابآوری اجتماعی» در میان نسل جدید استفاده کرد و نوع گفتمانسازی رسانهای ما و به ویژه تبیین و ترویج این گفتمان با الهام از سیره و سبک زندگی فاطمی چگونه باید باشد؟
در پاسخ به این سؤال آنچه به ذهنم می رسد این است که حضرت فاطمه زهرا (س) الگوی تمامعیار مقاومت هستند که البته این مقاومت از یک مؤلفهی ذهنی و تربیتی و یک اعتقاد راسخ درونی شکل میگیرد. به هر حال ایشان فرزند پیامبر اعظم اسلام هستند؛ پیامبری که یک دین را میآورد و تأسیسکنندهی یک دین است و ایشان از نزدیک در کانون اتفاقات و رخدادهایی هستند که در طول عمر سیاسی پدر گرامیشان حضرت رسول خاتم(ص) به وقوع می پیوندد و ایشان آنها را تجربه میکنند.
در زندگی با مولا علی(ع) و در مواجهه با دشمنان اسلام و ولایت که در ساختارهای اسلامی اتفاقاً ریشه داشتند و حداقل ظاهر اسلامی داشتند، در رخدادهای مختلفی همچون ماجرای فدک و سقیفه و غیره، ما در اینجا کاملاً شاهد یک تابآوری زیستی، چه در بُعد اجتماعی، چه در بُعد خانوادگی و چه در حتی در بُعد اقتصادی قضیه هستیم.
لذا این که زنان ما شناخت دقیقی داشته باشند از مدل زیست حضرت فاطمه (س) و به طور خاص بدانند که برای ماندگاری در تاریخ، شما باید تابآور باشید و این تابآوری است که از شما عنصر به یادماندهی اجتماعی ایجاد میکند؛ اینجا به نظرم میآید که نقش خودشان را متفاوت درک خواهند کرد. خب، به هر حال این مدل تربیتی از دلش، شخصیتهای برجسته و بزرگی همچون امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و زینب کبری(س) بیرون میآید و به جامعه بشری معرفی میگردد.
بنابراین این مدل، یک مدل بسیار دقیق و کامل است. تابآوری به مفهوم ایستادگی بر روی اصول و حرکت بر مدار حق و حقیقت و البته همین مقاومتشان بود که در نهایت منجر به شهادت مظلومانه ایشان شد
آنچه حائز اهمیت است این که ما باید بیاییم ابعاد مختلف سیره و زندگانی حضرت و اثرات بلندمدت این تابآوری را برای زنان جامعه تعریف و تبیین کنیم. این که زن بما هو زن چگونه میتواند با تابآوری، یک جامعه را تابآور کند و یک خانواده را تابآور کند و این که چگونه درک موقعیتهای تاریخی میتواند از سوی یک زن به ایجاد و بسط یک فضای جدی و مهم و مستحکم اجتماعی برای او منتهی شود.
به نظرم میرسد که ما در این حوزه کم کار کرده ایم؛ حضرت فاطمه (س) از جمله معدود زنان پیشرو در تاریخ است؛ یعنی زمانی که مارپیچ سکوت علیه امیرالمؤمنین(ع) و در واقع اسلام و ولایت وجود داشت، ایشان ایستادگی کرده و این فضا را شکستند. جایی که لازم بوده است کنش میدانی داشتند، جایی که لازم بوده تبیینگری داشته باشند، جایی که لازم بوده سکوت عالمانه داشتند، به وظیفه و تکلیف خویش به درستی و شایستگی عمل کردند. بنابراین درک این موقعیت و درک این فضا میتواند خیلی کمککننده باشد تا ما از آن به عنوان یک الگوی سازنده استفاده کنیم.
گفتگو: سید محمدمهدی موسوی





نظر شما